داستان کامل Assassin’s Creed

1 04 2009

سلام،

امروز با مطلبی کمی متفاوت اومدم و این مطلب هم در مورد داستان جنجالی بازی Assassin’s Creed است که متاسفانه بسیاری از دوستان آن را به صورت کاملا غلط روایت می کنند. این مطلب دقیقا درست است و توسط خودم تهیه شده و هر جا که مشکل داشتید به من بگویید که من پاسخ را به شما بدهم.

————————————————-

داستان بازی در سال 2012 پیگیری می شود . جایی که دزموند مایلز ، یک متصدی بار (میخانه) توسط شرکتی به نام آبسترگو دزدیده شده است . دزموند اصالتا از گروه حشاشین است . حشاشین گروهی اسماعیلیان هستند که به سرکردگی رشیدالدین سینان قصد دارند با قتل فرماندهان جنگ صلیبی ، آن ها را پایان دهند .
- حشاشین در واقع پیروان حسن صباح هستند اما رشید الدین سینان در حدود 100 سال بعد از حسن صباح به سوریه و قلعه مسیف رفت و آن جا را به دستور حسن دوم ترمیم کرد.
حشاشین معمولا برای نشان دادن وفاداری خود انگشت سوم خود را قطع می کردند تا بتوانند از خنجر مخفی قتل که یکی از ابداعات آنها بود استفاده کنند .

Assassins Creed - Hidden Blade

Assassin's Creed - Hidden Blade

Assassins Creed - Masyaf Castle in Syria

Assassin's Creed - Masyaf Castle in Syria

شرکت آبسترگو دستگاهی به نام آناموس ساخته است که با توجه به DNA شخص استفاده کننده ، می توانید وقایع اجداد شخص را بازسازی کند . از آن جایی که دزموند یکی از نوادگان اساسین است ، آبسترگو مقاصد نامشخصی را با برگرداندن وقایع گذشته دارد . آناموس نوعی آنالیزگر DNA است که می تواند آن را تا چنین نسل در یک نمونه پیدا کند .
از آنجایی که آناموس هنوز تکمیل نشده و مراحل آزمایش را می گذراند ، نمی تواند بطور کامل وقایع را از روی DNA های دزموند بازسازی کند و دزموند نیز بارها با دستگاه دچار مشکل می شود که اصطلاحا به آن گلیچ می گویند و در بازی به صورت ترکیبات کربن دار نشان داده می شود. در بازسازی وقایع ، فردی به نام الطیر ابن لا احد ، (الطیر ، پسر هیچکس – Altair Ibn la-ahad) یکی از شاگردان با استعداد و وفادار شخصی به نام المعلم است . المعلم ، به الطیر ماموریتی می دهد که از یکی خرابه های دمشق به نام قلعه سلیمان ، یک قطعه ارزشمند به نام قطعه باغ عدن (Piece of Eden) را برای او بیاورد .
قطعه باغ عدن یا قطعه باغ بهشت یک قطعه ساختگی توسط مسلمان است که قدرت بسیار زیادی دارد و در نزدیکی دمشق به نام قلعه سلیمان نگهداری می شده است . قلعه سلیمان یک دژ مستحکم و پر از ادوات جنگی بوده که بنا بر روایات یکی از قطعات باغ عدن در ان نگهداری می شده است .

Assassins Creed - Al Mualim Holding The Piece Of Eden

Assassin's Creed - Al Mualim Holding The Piece Of Eden

الطیر نیز با دو تن از همکارانش روانه آن جا می شود . از آن جا که الطیر تجربه بیشتری نسبت به بقیه گروه داشت ، او راه را انتخاب کرد . در بین راه به فردی برخورد کردند . الطیر نیز بدون معطلی فرد بیگناه را کشت . همکارش نیز در پی ستیز و بهانه عدم اطاعت از قوانین اساسین ، با الطیر به جروبحث پرداخت . الطیر هم که بهترین فرد گروه بود گفت که من صلاح ماموریت را در این دیدم که این فرد کشته بشود و تو نیز باید از من اطاعت کنی . هنگامی که آن ها به محل نگهداری قطعه عدن رسیدند ، رابرت دی سابله یکی از اعضای Knights Templar در آن جا بود و مشغول برداشتن آن قطعه و طلا و جواهرات کنار آنها بودند .
رابرت دی سابله چهارم رهبر قبرس و بخشی از شمال آفریقا امروزی در سالهای 1191 تا 1193 بوده است . او یکی از مصببین شروع جنگ های صلیبی و یکی از اعضای گروه سربازان مخلص مسیح و شوالیه های سولومان بوده است (سولومان مترادف سلیمان یا صلح دوست است) به گروه سربازان مخلص مسیح و شوالیه های سولومان (Poor Fellow-Soldiers of Christ and of the Temple of Solomon) به اختصار شوالیه های مبارز یا Knights Templar گفته می شد . شوالیه های مبارز کسانی بودند که پایه گذار مسیحیت در روم بودند . آن ها از یک کلیسای کاتولیک مسیحی برخاستند و بصورت سعودی قدرت را در دست گرفتند تا زمانی که به اورشلیم و سرزمین پاک آمدند . در روایات آمده است که اولین پایگاه شواله های مبارز ، مسجد الاقصا در فلسطین بوده است .

Assassins Creed - Al Aqsa Mosque

Assassin's Creed - Al Aqsa Mosque

الطیر بازهم مغرور شد و به جرو بحث پرداخت که رابرت بزگترین دشمن ماست و باید کشته شود . هنگامی که الطیر برای حمله به رابرت قصد کرد دوستش سعی کرد جلوی او را بگیرد اما نتوانست . الطیر نیز در کشتن رابرت ناکام بود و رابرت خنجر او را گرفت و به سمت دیگر جعبه و مکان نگهداری قطعه پرتاب کرد و الطیر در آن جا گیر کرد و مجبور شد به مسیف بازگردد .
در بازگشت به قلعه ، الطیر به المعلم در مورد ناکامی خود گفت اما چند لحظه بعد ، همکارش با دستی خونین وارد شد و گفت که پس از قانون شکنی های الطیر برادر من را کشتند اما من قطعه را آوردم .
- فرقه حشاشین سه قانون کلی داشتند که یکی از آن ها نکشتن مردم بی گناه بود.
در همین هنگام که المعلم الطیر را بخاطر قانون شکنی هایش سرزنش می کرد ، یکی از سربازان وارد شد و گفت که رابرت به شهر حمله کرده است . سپس الطیر مامور می شود که به شهر برود و سربازان رابرت را بکشد . بعد از چندی که آنها زیاد می شوند ، المعلم نقشه ای می چیند که طی آن ، سربازان رابرت را بترساند و آنها را از بین ببرد . الطیر و چند تن دیگر مامور می شوند که از بلندی به زمین بپرند و المعلم به رابرت گفت که اینجا را ترک کن و گرنه خواهی مرد . ببین که سربازان من از مرگ هیچ واهمه ای ندارند ! سپس به الطیر فرمان می دهد که بپرد . الطیر نیز می پرد و از پشت سر سربازان رابرت به بالای برجی پر از الوار می رود و با آزاد کردن طناب الوار را بر سر سربازان می ریزد و رابرت نیز متواری و سپاهش از بین می رود .
سپس الطیر بدلیل سر پیچی از دستور ، در ملا عام مورد چاقو خوردن قرار می گیرد و به ظاهر کشته می شود . سپس المعلم که در واقع نمایشی اجرا کرده بود برای الطیر توضیح می دهد که هیچ چیز واقعی نیست و همه چیز مجازی است و این فقط یک نمایش و صرفا جادو بوده است . و این که الطیر دوباره به یک شاگرد صفر تبدیل می شود تا فنون را از نو یاد بگیرد . پس از انجام یک سری کارها ، الطیر یک لیست 9 نفره از المعلم دریافت می کند که مامور به قتل تمامی آنهاست . الطیر هر بار با کشتن یک فرد اطلاعاتی درباره قوم خود و همچنین فرد بعدی بدست می آورد که سرانجام به فرد آخر یعنی رابرت دی سابله رسید . پس از کشتن او ، رابرت در آخرین کلمات خود بیان کرد که او و المعلم هردو جز گروه Knights Templar هستند و المعلم او را گول زده است و از او برای کشتن دیگر اعضای گروه و بدست آوردن قطعه عدن استفاده کرده است . الطیر نیز برای کشتن المعلم روانه مسیف شده و پس از کشتن المعلم در می یابد که قطعه عدن باعث توهم و ایجاد وهم می شود و تمام پدیده های رخ دهنده را بسیار غیر واقعی جلوه می دهد . این قطعه باعث می شود که تمام مردم به یک سری انسان بدون قابلیت تصمیم گیری تبدیل شوند و فقط از فرمان رهبرشان پیروی کننند . (قتل الطیر در جلوی عموم) با کشته شدن المعلم قطعه عدن فعال شده و جهان را با شماره ها و حروف و شکل های عجیبی نشان می دهد . هنگامی که دزموند ازدستگاه آناموس بر می خیزد ، قابلیت Eagle Vision الطیر ، بر او اثر می گذارد و او نشانه هایی را در زمین و دیوار می بیند . به هنگام مرگ المعلم قطعه فعال شده ، کره طلایی سه بعدی نورانی را در فضا تشکیل می دهد که روی آن جاهایی مشخص شده است که جای همان قطعات دیگر باغهای بهشت است . Eagle Vision نوعی تصور در دیدن است که الطیر آن را دارا است . به هنگام فعال نمودن این ویژگی الطیر قابلیت تشخیص دشمنانش را از حس ها و اوهامی که به او می رسد پیدا می کند . مردم عادی سفید ، دشمنان قرمز و آشنایان آبی دیده می شوند .

Assassins Creed - Piece Of Eden Map

Assassin's Creed - Piece Of Eden Map

به هنگام صحبت های دکتر مرد با روسای آبسترگو ، مشخص می شود که این شرکت با فعال شدن قطعه عدن و اعداد و حروفی که نشان دهنده مکانهای دیگر قطعات باغ عدن بوده اند ، به دنبال قطعات دیگر باغ عدن است تا با آن جهان را کنترل کند . هنگامی که دزموند این اعداد و شماره ها را می بیند ، رو به لوسی (پزشک زن) و دکتر مرد می کند و لوسی را آبی می بیند . این نشان دهنده آن است که لوسی یکی از اقوام اوست و اینکه او از مرگ دزموند جلوگیری می کند این مسئله را قوی تر می کند . داستان بازی در اینجا به پایان می رسد و داستان با توجه به سه گانه بودن بازی ادامه بلند و زیبایی خواهد داشت .

موفق باشید