پیش نمایش Heavy Rain

6 05 2009

سلام؛

پیش نمایش بازی Heavy Rain هم آماده شد! البته این پیش نمایش تقریبا 1 ماه و نیم قبل آماده شده بود و قبل از این که به اینجا بیاید، در گیمرزلند گذاشته شده بود و چون نویسنده این وبلاگ (علی حنیفی) جزء تحریریه سایت گیمرزلند هم هست مجبور شد که این مطلب را به آن جا تحویل دهد اما حالا می توانید این مطلب را از همین جا و با جزئیات بیشتر مشاهده کنید. برای دیدن صحت مطلب عرض شده به اینجا مراجعه کنید.

این روزها جنگ کنسول ها به شدید ترین نوع خود رسیده و هر شرکت تمام تلاش خود را می کند تا بتواند با عناوین انحصاری بیشتر ، بازار را از دیگری بگیرد . سونی در ابتدای امر بر خلاف مایکروسافت به بازی های انحصاری توجه نکرد و بر اثر این بی توجهی ضربه سنگینی خورد و پس از این ضربه ، به فکر افتاد که بازار بازی ها را از بقیه شرکت ها برباید و علاقه مندان را به سمت کنسول خود بکشد . Heavy Rain یکی از چندین بازی ای است که خود سونی نشر آن را بر عهده گرفته است و شرکت سازنده هم Quantic Dreams است . اگر عناوین خوب این شرکت را در نظر نگیریم ، هیچ گاه نمی توانیم بازی زیبای Fahrenheit (Indigo Prophecy) را از یاد ببریم . یک بازی در سبک ماجراجویی و فکری و ترسناک ، که شاید یکی از برترین بازی های این دسته بود و داستان فوق العاده آن و همچنین انتخاب های مختلف در داستان و بخصوص گیم پلی ویژه ، این بازی را به یک شاهکار تبدیل کرد . حالا پس از چند سال بازهم این استدیو بازیسازی فرانسوی ، به ساخت یک بازی با همان سبک و سیاق دست زده است .

Heavy Rain - Mary Smith

Heavy Rain - Mary Smith

Heavy Rain یک بازی با سبک خاص و داستان خاص است که در بسیاری از سایت ها و مجلات معتبر ، از سبک آن با عنوان Dark Thriller یاد می شود . این سبک نوعی سبک ترسناک با ریشه های خشونت زیاد و محیط های بسته و تیره است که می توان گفت تا به امروز ، هیچ یک از بازی های این سبک موفق نبوده اند . Heavy Rain را می توان موفق ترین اثر در این سبک دانست و مشخصه دیگری که این بازی را به یک بازی خیلی خیلی ویژه تبدیل می کند ، داستان آن است که در ادامه چگونگی آن را خواهید خواند . البته در هر بازی ، گرافیک و صدا گذاریی نیز بسیار مهم هستند که باز هم این بازی از هر دونظر یک بازی عالی محسوب می شود .
در مورد سبک بازی ، می توان به بازی هایی مانند Alan Wake یا Fahrenheit اشاره کرد . نوعی سبک که طرفداران خاص خود را دارد و می تواند یک اثر سینمایی خوب را رقم بزند . آقای David Cage ، رئیس شرکت سازنده در این باره اعلام می کند که سبک بازی به نحوی است که شما را وادار می کند ، به بازی تشنه شوید و مدام سعی کنید بیشتر بفهمید . در ادامه David Cage اعلام می کند که بازی ، یک سبک خاص دارد و می توان از آن بعنوان یک بازی ترسناک بزرگسال یاد کرد . این سبک طرفدار خاص خود را می طلبد و هرکس نمی تواند با بازی کنار بیاید ، همانطور که هر کسی نمی تواند با بازی Fahrenheit کنار بیاید . در یکی از تریلر های منتشر شده در یکی از کنفرانس های سونی ، یک زن به نام Mary Smith که یکی از شخصیت های بازی است ، در صحنه ظاهر می شود و با ظاهری خندان ، داخل آشپزخانه کمی برای دوربین صحبت می کند و ناگهان بر می گردد و پس از یک دقیقه ، در حالیکه یک هفت تیر بدست دارد و شدیدا گریه می کند ، کمی رو به دوربین صحبت می کند و بعد شلیک می کند . این صحنه یادآور یک بازی با ریشه ترس و خون است . البته معلوم نیست که این دوربین یک شخص است یا نه اما تکان می خورد و به احتمال زیاد یک شخص است . در همین نقطه است که سبک بازی ، بی رحمی و ترس خود را نشان می دهد . در ادامه صحبت های David Cage او به این نکته اشاره می کند که ما می خواستیم یک بازی با سبک متفاوت بسازیم . شما می توانید به بازار بازی مراجعه کنید . همه داستانی کلیشه ای یا فراتر از عادت دارند و یا به جنگ های جهانی می پردازند ، یا در همه آنها یک قهرمان وجود دارد و بازیباز سعی می کند دنیا را حفظ کند . ما یک بازی ساخته ایم که در آن یک داستان واقعی روایت می شود . نه هیولایی وجود دارد ، نه قهرمانی و نه هیچ چیز دیگر و این است که سبک را متفاوت می کند .

Heavy Rain - Madison

Heavy Rain - Madison

یکی از نقاط عطف بازی Heavy Rain ، داستان بازی است که به نوعی به گیم پلی وابسته است و بهتر است بگوییم که گیم پلی داستان را تعیین می کند . پس از بازی Fahrenheit که در آن می توانستید تصمیمات مختلفی را بگیرید ، این بار در این بازی هم می توانید این تصمیمات را به نحوی دیگر بگیرید . عامل معروفیت بازی هم در همین جا است که شما حتی با گرفتن تصمیمات غلط و حتی کشته شدن شخصیت اول ، بازهم به بازی ادامه می دهید ! این گونه برداشت بهتر است که بگوییم : در بازی چیزی با عنوان Game Over وجود ندارد و شما حتی در صورت کشته شدن شخصیتتان ، با شخصیتی دیگر به بازی ادامه خواهید داد . در این مورد ، David Cage بیان می کند که شما یک داستان نگاه نمی کنید . شما داستان را می سازید و در بازی کارگردان ، نویسنده و بازیگر شما هستید . ما می خواستیم یک بازی بوجود بیاوریم که در آن ، داستان بار بالایی داشته باشد بطوریکه بازیبار به آن اهمیت بدهد و ادامه داستان برایش جذاب باشد . در این بازی ، شخصیت ها فقط چند مدل ساخته شده نیستند ، بلکه واقعی اند و نوعی تلقین روحی را در شما بوجود می آورند . بازی Heavy Rain در مورد حل کردن یک معما و این که باید بعد از یک کار چه کار دیگری انجام بدهید نیست ، بلکه بیشتر در مورد باز کردن گره یک سفر دور و دراز و یک ماجراجویی است تا این که در هر مقطع ، یک مانع بازیباز را سرگرم کند . در مورد داستان ، چیز زیادی فاش نشده است و فقط چند شخصیت آن معرفی شده اند . این بازی دارای شخصیت های متعدد خواهد بود و چیز زیادی نیز از این شخصیت ها معلوم نیست و فقط با استناد به چند تریلر ، می توان حدس زد که شخصیت ها زن باشند . البته این تنها یک حدس است و چیز خاصی در مورد داستان بازی فاش نشده است . یکی از شخصیت ها که بیشترین اطلاعات در مورد او در دسترس است ، Mary Smith است که از روی یک هنرپیشه آمریکایی-فرانسوی به نام Aurélie Bancilhon شبیه سازی شده است و حتی حرکات او در استدیوی Motion Capture خود Quantic Dreams درست شده است . البته حرکات Motion Capture تمام شخصیت ها ، از روی مدل های واقعی برداشته شده است .

Heavy Rain - Game Graphics

Heavy Rain - Game Graphics

در مورد گیم پلی ، فقط می توان به استناد چندین تریلر منتشر شده اظهار نظر کرد و این که Heavy Rain ، یک اثر سینمایی و بیش از آن است . در یکی از تریلر ها ، یک دختر ، با یک کت قهوه ای و موهای کوتاه سوار بر یک موتور است و به داخل کوچه ای می رود و جلوی خانه ای می ایستد . آقای Cage نام این دختر را Madison اعلام کرد که او بدنبال یک سری ناپدید شدن افراد به خانه ای می رسد . از داخل پنجره کمی به داخل خانه که ظاهرا یک خانه قدیمی و البته پر از کله گوزن و آهو است نگاه می کند و پس از چند لحظه از پنجره داخل می شود و پس از ورود ، پنجره محکم بسته می شود و یک شوک به شخصیت وارد می شود که او را می ترساند . سپس شخصیت شروع به حرکت می کند که با توجه به پیش بینی ها ، می توان صورت و کله شخصیت را با یکی از آنالوگ ها و بدن و حرکتش را با D-Pad حرکت داد . در ادامه پس از چند لحظه یک مرد چاق با قیافه ای خشن به طور کاملا ناگهانی ، با یک چاقو به Madison حمله ور می شود . در این جا برای این که شخصیت اول زنده بماند ، پشت سر هم شکل دکمه ها (مثلا مثلث) روی صفحه نشان داده می شود که باید زده شوند و با اشتباه در هر کدام از آن ها ، عواقب خاص خود را بدنبال دارد . البته آقای Cage ، تضمین کرده که هیچ صحنه تکراری در بازی نشان داده نمی شود اما این حرف او بیشتر به یک ادعای تقریبا پوچ شبیه است تا یک مسئله گیم پلی در بازی . در مورد دکمه های دیگر هم می توان به پشت دسته ها (تریگر) برای راه رفتن و دکمه عمل کردن (Action) اشاره کرد . در مورد هر کار ، چند گزینه وجود دارد و در دمویی که Madison می خواست در را باز بکند ، چند گزینه وجود داشت که با Sixaxis دسته کنترل می شد. در کل بازی Heavy Rain از گیم پلی پیچیده ای بهره نمی برد و فقط گیم پلی بر داستان تاثیر زیادی دارد .

Heavy Rain - GamePlay Experience

Heavy Rain - GamePlay Experience

به مسئله گرافیک که می رسیم ، واقعا یک عنوان فراتر از حد انتظار را می بینیم که واقعا در زمینه گرافیک فوق العاده است . بازی Heavy Rain از موتور PhysX RSX استفاده می کند که توسط شرکت nVidia تولید شده است و مخصوص بازیهای PS3 است . با بهره گیری از این موتور قدرتمند و شبیه سازی دقیق تمام چهره ها از روی مدل های واقعی و طراحی بی نظیر محیط ، این بازی یکی از قدرتمند ترین بازیها در زمینه گرافیک خواهد بود . به گفته سازندگان ، تمام چهره و بدن شخصیت ها بصورت کاملا دقیق و با استفاده از تکنولوژی Motion Capture شبیه سازی شده است و بعلاوه آن برای صورت شخصیت ها از چند تکنولوژی رندر ، Depth Of Field و Advance Shaders استفاده شده است . همچنین برای طبیعی به نظر آمدن چشم ، لب ، گوش ، بینی ، انگشتان و موها ، از تکنولوژی HDRR و Auto Exposure استفاده شده است . ضمنا ذکر این مسئله قابل توجه است که تمام مدل سازی های Motion Capture ، بوسیله دوربین های Vicon Peak MX40 انجام شده است . David cage در مورد گرافیک بازی می گوید : ما سعی داشتیم یک بازی پویا بوجود بیاوریم و خوشحالم که تا به حال ، توانسته ایم همچنین کاری را انجام بدهیم . در دمویی که در آن Madison به داخل خانه نگاه می کرد ، خانه با سر گوزن و آهو تزیین شده بود و به نظر می آمد صاحب خانه یک تاکسی درمیست باشد . داخل خانه تمام وسایل کثیف بودند و مبل ها روغنی و سیاه بودند . به همین منوال برای وسایل آشپزخانه و بقیه . به نظر می رسد که بازی در مورد تکسچرها و بافت ها خیلی قشنگ کار شده است ولی در بعضی موارد چند تکسچر بد هم در بازی مشاهده می شد . مثلا تکسچر هایی که از دور دیده می شد و در آن باران بر روی چتر یک زن رهگذر می خورد یا بعضی تکسچر های روی موتور Madison را می توان از ضعف های تکسچر به شمار آورد .

Heavy Rain - Game Graphics

Heavy Rain - Game Graphics

در مورد صداگذاری ، بازهم به استناد تریلر های منتشر شده ، می توان یک عنوان قابل قبول را انتظار داشت . از جیغ ها و فریاد ها گرفته تا صدای شخصیت ها ، وسایل نقلیه ، آهنگ های پیش زمینه بازی ، شکست سکوت خوب و … همگی به خوبی کار شده اند . البته چیزی از صدا گذاری معلوم نیست و  مشخص است که برای یک بازی در چنین سبکی ، صداگذاری در جذاب بودن بازی تاثیر بسزایی خواهد داشت .
در یکی از کنفرانس های سونی ، David Cage به نمایش بازی پرداخت . در این نمایش ، تریلری که از Madison نشان داده شده بود ، قابل بازی بود و چند نکته ظریف را به بازیبازان نشان داد . Cage می گوید : شما برای به پایان رساندن این قسمت ، راههای مختلفی را پیش رو دارید و خودش شروع به بازی می کند و پس از ورود از پنجره ، در داخل اتاق ها شروع به گشت و گزار می کند . در حین گشت گزار می گوید : بیشتر اشیائی که در این بازی مشاهده  می کنید ، قابل استفاده و تغییر هستند . سپس به طبقه بالا می رود و به آرامی در را باز می کند . در تصویر ، یک مرد را می بیند (تاکسی درمیست) که روی پیش بندش کمی خون دیده می شود . پس از کمی کاوش آرام در اتاق ، Madison تصمیم به رفتن می گیرد و به آرامی ، خارج می شود و از درب گاراژ به بیرون می دود و به موتور می رسد . Cage می گوید : حالا شما چند انتخاب دارید . مثلا می توانید به پلیس زنگ بزنید یا این که به داخل برگردید و بدنبال اطلاعات و مدرک بگردید . همه چیز وابسته به شماست و می توانید بازی را مانند خمیری که در دستان شماست شکل بدهید . این تنها یک قسمت بسیار کوچک از بازی است که آن را پیش رو دارید و بسیاری از این تصمیمات به عهده شما خواهد بود .
در مجموع ، سال 2009 برای شرکت Quantic Dreams و سونی سال خوبی خواهد بود و باید دید که این باران سنگین داستان ، می تواند برای PS3 به یک چاره ساز تبدیل شود یا نه . البته با این تفاضیل ، این بازی به یکی از بهترین های 2009 تبدیل خواهد شد .

برای دانلود آخرین تریلر موجود کلیک کنید :

دانلود با کیفیت بالا –> 35 مگابایت

دانلود با کیفیت پایین –> 12 مگابایت

موفق باشید .





پیش نمایش Fight Night Round 4

16 03 2009

سلام ،

اینهم پیش نمایش بازی معروف FNR که مطمئنم ازش خوشتون میاد .

اگر از یک بازیباز بپرسند شرکت بازیساز مورد علاقه اش چیست ، حتما خواهد گفت Ubisoft یا Sony Computer Entertainment یا Rockstar و کمتر کسی نامی از شرکت مشهور و کهنه کار EA خواهد برد . علت این امر ، تکرار در بازی های EA و خودخواهی و سودجویی این شرکت است . بسیاری از شرکت های بازیسازی در کار خود پیشرفت دارند اما این مسئله تا چند وقت پیش در مورد EA صادق نبود . تمام عناوین این شرکت تکراری شده بود و تقریبا دیگر هیچ کس به محصولاتش اهمیت نمی داد . بعد از تقریبا 3 ماه ، EA تصمیم خود را گرفت و شروع به تغییر کرد . این کار با فروش چند استدیو شروع شد و بعد معرفی بازیهای جدید و تغییرات عمده در بازیها ، دوباره EA را به عرصه رقابت برگرداند و خوشبختانه یا بدبختانه ، شرکت هایی مثل Ubisoft که زمانی طرفداران بسیار داشتند رو به افت هستند . یکی از استدیو هایی که شرکت برای فروش گذاشت شعبه شیکاگو بود که خالق یکی از بزرگترین بازی های این شرکت به نام Fight Night بود . این بازی در سبک بوکس بود و در نسخه سوم یک شاهکار تمام عیار برای کنسول های نسل بعد عرضه شد . اما به دلایل مختلف این شعبه فروخته شد و کارمندان آن در شعب مختلف پراکنده شدند . بازی Fight Night Round 3 یکی از بهترین بازی هایی بود که توسط شرکت EA عرضه شده بود . بازی در ابتدا برای 360 و بعد از 6 ماه برای PS3 عرضه شد و با این که اختلاف زمانی زیاد بود ، فقط تغییراتی در گرافیک بازی صورت گرفت و بیشتر بر روی تکسچر های بازیکنان کار شد و گیم پلی تغییر نکرد . پس از تعطیل شدن استدیو شیکاگو ، این بازی به کل فراموش شد و همه فکر کردند که باید با این بازی خداحافظی کنند ، اما باز هم EA همه را غافلگیر کرد و نسخه چهارم را با یک تریلر عالی معرفی نمود . شاید هیچ کس فکر نمی کرد که شعبه کانادای شرکت EA بتواند این عنوان را زنده کند ، اما این امر صورت گرفته است . بازی نسبت به نسخه های قبلی بسیار پیشرفت کرده و یک بازی از هر نظر عالی را شاهد خواهیم بود .

Fight Night Round 4 - Ali Or Tyson

Fight Night Round 4 - Ali Or Tyson

سبک بازی مثل همیشه سبک ورزشی و بوکس است . این بوکس شامل مد های مختلف است که در ادامه بیان خواهند شد . علاوه بر مد های قبلی و بخش Remake The History ، یک بخش جدید به نام Legacy Mode به بازی اضافه شده است . این بخش همان بخش Career قدیمی است با عمقی بیشتر . این بخش شامل تمرینات جدید و حریف تمرینی و لیگ های مختلف مسابقات و افراد مختلف و بسیاری چیز های دیگر است . علاوه بر این یک بخش آنلاین قوی هم به بازی اضافه شده است . بازی در کل 45 بوکسور رسمی را در خود خواهد داشت و در مورد بوکسور های اضافی ، چیزی بیان نشده است . بوکسور های رسمی عبارتند از : Muhammad Ali , Mike Tyson , Joe Frazier, Thomas Hearns, Julio César Chávez, George Foreman, Ricky Hatton, Manny Pacquiao, Larry Holmes, Floyd Patterson, Rocky Marciano, Tommy Morrison, Lennox Lewis, Sugar Ray Leonard, Winky Wright, , Sergio Mora, Bernard Hopkins, Roy Jones, Jr., Emanuel Augustus, Victor Ortíz, and Vinny Pazienza .
در این بین دو شخصیت اصلی و روی کاور بازی ، محمد علی و مایک تایسون خواهند بود . همچنین در این بازی مانند بازی Prizefighter داور در رینگ حضور خواهد داشت و مثل بازیهای قبل فقط به هنگام KO شدن ، ظاهر نمی شود .
در مورد گیم پلی باید بگوییم که با حضور موتور فیزیک جدید ، گیم پلی به اصل خود بازگشته است . یکی از مشکلات نسخه سوم بازی این بود که بازی به اندازه کافی از سرعت برخوردار نبود و پس از خسته شدن دو بازیکن ، سرعت بازی خیلی کم می شد ، اما در این بازی ، سرعت حرف اول را می زند و دقت شما همراه با سرعت شما خواهد بود . حتی یکی از شعار های بازی درباره همین مسئله است که بیان می کند : تا پیروزی ، به اندازه یک مشت دقیق فاصله داری .

Fight Night Round 4 - Game Graphics - Mike Tyson

Fight Night Round 4 - Game Graphics - Mike Tyson

موتور فیزیک جدید به شما این امکان را می دهد که در مقابل هر ضربه ای جاخالی بدهید . در مورد بازی قبل به این شکل نبود و پس از یک کانتر ، حتما هیمیکر حریف به صورت بازیکن شما اصابت می کرد . یا مثلا اختلاف ضربات با صورت حریف که جاخالی می داد بسیار زیاد بود . اما در این نسخه تمام این ها رفع شده و حتی یک سانتی متر هم در جاخالی دادن و مشت زدن تاثیر دارد . در یکی از تریلر ها که محمد علی با تایسون مبارزه می کند ، نشان داده می شود که تایسون سعی می کند با یک هوک چپ ، به صورت علی ضربه وارد کند ، اما محمد علی با سرعت تمام و با اختلاف بسیار کم ، شانه های خود را از زیر مشت رد می کند و با یک هیمیکر قوی ، صورت تایسون را به لرزه در می آورد . در همان تریلر ، تایسون یکی از آپرکات های محمد علی را رد می دهد و سپس با یک هوک راست صورت علی را خونی می کند . واقعا سرعت ضربات بالاست و جاخالی ها به زیباترین شکل ممکن انجام می شوند . نکته دیگر که در گیم پلی بسیار موثر است ، استیل بازیکن است . یکی دیگر از شعار های بازی این است که استیل شما برنده را تعیین می کند . مثلا یک فرد مثل جو فریزر ، حتما با فردی مثل محمد علی فرق خواهد داشت و هر کدام می توانند از استیل خاص خود استفاده کنند . فریزر از مشت های سنگین دست راست خود و ضربات شکم و محمد علی از رقص پا و هوک های قدرتمند و سرعت عالی اش . در یکی دیگر از تریلر ها ، محمد علی با تایسون درگیر می شود و با رقص پایش حریف را مشغول می کند و ناگهان یک ضربه به بینی حریف وارد می کند که قابل توجه است و محمد علی مانند یک کاراته باز بالا و پایین می پرد تا حریفش را گیج کند . همچنین تایسون هم با دو مشت پشت سر هم و با اختلاف زمانی بسیار کم به حریفش وارد می کند که پس از دفع مشت اول ، مشت دوم به صورت حریفش برخورد می کند . بازی قبلی در مورد اصابت ضربات به جاهای مختف صورت عالی عمل می کرد اما به هنگام لرزش صورت حریف و پرتاب شدن آب دهان یا خون دهان ، یک حس بد به بازیباز دست می داد و مثل این بود که فک حریف خرد می شود ! اما در این بازی هیمیکر هایی که منجر به KO شدن می شوند ، بسیار زیبا کار شده اند . قابل ذکر است که خون خراش های صورت در نسخه سوم روی صورت پخش نمی شد ، اما در این بازی خون Cut ها روی صورت فرد پخش خواهند شد و در تریلر گیم پلی بازی نشان داده شد که خون روی صورت و بینی محمد علی پخش شده بود . در مورد فیزیک بدن و محیط بازی می توان گفت که بازی عالی کار شده است . در یکی از تریلر ها که تایسون با هیکل عضله ای اش مشغول پرش بود ، عضله های سینه و شکمش به زیبایی تمام جابجا می شدند و همچنین در مورد رگ ها و بیرون زدگی عضلات ، می توان گفت که عالی کار شده اند . در مورد فیزیک لباس و دستکش و کمربند و چیزهای دیگر هم عالی کار شده است .

Fight Night Round 4 - Gameplay Image

Fight Night Round 4 - Gameplay Image

بازی مانند گذشته از چهار نوع مشت تشکیل شده است : 1- هوک  2- آپرکات  3- هیمیکر  4- جب   که بقیه ضربات هم در زیر شاخه این ضربات قرار می گیرند . در بازی قبل ، هوک و آپرکات وابسته به آنالوگ بودند و گاهی برخی حرکات آنالوگ اصلا با حرکت همخوانی نداشت . مثل ضربه هوک چپ قوی که باید آنالوگ را پایین و 360 درجه به سمت چپ می چرخاندید . در این نسخه ، تمام ضربات مثل هوک ها ، جب ها ، آپرکات ها ، مشت های مستقیم و حتی هیمیکر ها توسط آنالوگ راست انجام می شوند ، اما برای زدن هر کدام کار خاصی باید انجام بدهید . مثل برای زدن یک هیمیکر باید دکمه تریگر چپ را نگه دارید و سپس آنالوگ را به حرکت درآورید . بلاک کردن هم یکی دیگر از عناصر گیم پلی است که مانند بازی گذشته می توانید از دو حالت بلاک بالا و پایین استفاده کنید . البته سیستم سد کردن مشت حریف در این نسخه از بین رفته است پس دیگر مشکلات ضربات ناگهانی بلاک شده حل می شود و خوشبختانه سریعا KO نمی شوید . گیم پلی بازی ، بیشتر بر روی یک شبیه سازی متمرکز شده است تا یک بازی بی ارزش که در آن فقط زدن دکمه یا به اصطلاح Button Mashing مهم است .
به گرافیک ها که می رسیم ، می بینیم که بازی از یکی گرافیک فوق العاده بهره می برد . ما به عناوینی همچون Resident Evil 5 یا Gears Of War 2 بازیهایی با گرافیک عالی می گوییم و می توان گفت ، این نسخه از بازی با بازیهای ذکر شده از نظر گرافیک برابری می کند . مخصوصا برای طراحی بازیکنان و عضلاتشان که با بیشترین دقت طراحی شده است . به مدد طراحی عرق و خون عالی و تکسچر های دقیق صورت و لباس ها و دستکش ها و رینگ و تکسچر های فوق العاده جمعیت و نور پردازی عالی ، این بازی یکی از بهترین بازیها از نظر گرافیک خواهد بود . بدن بازیکنان به هنگام بازی زیاد و رینگ دوم یا سوم ، عرق می کند که همین امر بدن بازیکن را براق نشان می دهد و مانند این است که او را خیس کرده باشند و یک حس خوب در بازیباز ایجاد می کند . در مورد لباس ها هم این مسئله صادق است و لباس ها به خودی خود در مقابل نور پردازی عالی ورزشگاهها به خوبی می درخشند . در مورد دستکش ها ، می توان گفت که واقعا نسبت به نسخه قبل پیشرفت داشته اند و می توان در آن ها جمعیت را دید و تقریبا مانند آینه عمل می کنند ! در کل بخش گرافیک بازی بسیار قوی است .

Fight Night Round 4 - Game Graphics Image

Fight Night Round 4 - Game Graphics Image

صدا گذاری بازی مثل همیشه عالی است . در یکی از اولین تریلر ها که بازی محمد علی و تایسون نشان داده می شود ، گزارشگر ، محمد علی را معرفی می کند و جمعیت با سوت و جیغ و تشویق از او استقبال می کنند . نوبت به تایسون که می رسد ، گزارشگر یا لحنی خاص و صدایی بلند تایسون را با نام Iron Mike Tayson صدا می زند که ورزشگاه بوجد می آید و بسیار با شکوه از او استقبال می کنند . همچنین گزارش ها هم با تمام هیجان انجام می شود و مانند این است که گزارشگر خود مشت می زند و به هنگام ضربات سنگین با صوت هایی مثل بوووم یا بالا بردن ناگهانی صدا و ایجاد هیجان در بازیباز ، او را تشویق به ادامه بازی می کند .
در کل این شب مشت زنی که شاید بهترین عنوان ورزشی سال 2009 باشد ، از همه نظر قوی است و یکی از چندین عنوان برتر سال خواهد بود . این عنوان برای تابستان میلادی امسال تایید شده است و بر روی کنسول های 360 و PS3 به صورت همزمان عرضه خواهد شد .

موفق باشید





پیش نمایش Godfather II

7 03 2009

اینهم بازی پدرخوانده 2 ،

امیدوارم استفاده ببرید .

آیا تا به حال شده است که یک بازی غیر تقلیدی با مایه های تقلیدی دیده باشید ؟ در نگاه اول ممکن است عجیب بنظر برسد اما در مورد بعضی از بازی ها ، این گفتار صادق است . حتما بازی Godfather را به یاد دارید . یک کپی از بسیاری از بازیهای مشهور و تلفیقی از چند سبک مختلف در یک بازی با داستانی خوب و البته با اقتباس از فیلمی با همین نام به کارگردانی Francis Ford Coppola که واقعا غوغا به پا کرد ساخته شده بود . حتما فیلمی با نام پدرخوانده را دیده اید یا تعریف آن را شنیده اید . داستان فیلم در 1954 یعنی سیاه ترین سال های آمریکا و نیویورک اتفاق می افتاد . در آن زمان ، هر نقطه از شهر توسط یکی از پنج گروه آن زمان اداره می شد و هر کس در محله ای زندگی یا کار  می کرد ، می بایست باج و خراج می پرداخت تا زنده بماند . در این بین ، هر گروه برای از بین بردن دیگری و بدست آوردن شهرت و پول ، با دیگری درگیر می شد . بین این گروه ها ، خانواده ای به نام Corleone وجود داشت که توسط فردی به نام Vito Corleone  (مارلون براندو) و پسرانش اداره می شد . این خانواده اصلیتی سیسیلی داشتند و تقریبا ضعیف ترین خانواده بین بقیه گروه ها بودند . پس از چندی یکی از پسران پدرخوانده به نام Santino به طرز فجیعی کشته می شود و بدنبال آن خود پدرخوانده سکته می کند و بزودی ، پسر کوچک خانواده یعنی Micheal  به قدرت می رسد . در زمان او این خانواده به اوج قدرت خود می رسد و به بزرگترین خانواده تبدیل می شود . داستان کلی فیلم در همین محور پیگیری می شود تا این که خود Michael هم در قسمت سوم فیلم می میرد . البته داستان این فیلم بسیار پیچیده تر از این توضیحات است و برای درک بهتر ، باید به خود فیلم مراجعه شود . اما فیلم اول ، تا به قدرت رسیدن Micheal را بازگو می کرد و بازی اول نیز تا همانجا را روایت کرد . در بسیاری از سایت ها و مجلات ، از بازی اول بعنوان یک بازی متوسط یاد شده ، حال آن که این بازی می توانست به یکی از بهترین بازی ها تبدیل شود . Godfather سبکی همانند سری بازی GTA داشت اما با امکاناتی بسیار کمتر و کیفیتی بهتر و نوآوری های خوب . با این که در داستان بازی تغییراتی عمده بوجود آمده بود ، هنوز هم دوست داشتنی بود و گذشته از این ها ، گرافیک خوب نسخه اول و هیجان موجود در گیم پلی ، آن را به یکی از بازیهای خوب تبدیل کرد .

Godfather II - Cover Image

Godfather II - Cover Image

از آن جایی که تقریبا هیچ یک از هنرپیشه های فیلم برای صداگذاری بازی نیامدند (برخی هم فوت کرده بودند) ، از نظر صداگذاری بازی با کمی مشکل روبرو شد و حتی صدای پدرخوانده (براندو) بسیار بد از آب درآمد . اما در کل بازی قابل قبول بود . انتشار و ساخت بازی ، هردو به عهده شرکت EA بود و انصافا توانست یاد و خاطره فیلم را زنده کند .  اما پس از دو سال ، باز هم شرکت بزرگ EA ، نوید عرضه نسخه دوم بازی را برای فوریه سال 2009 داد که سر قول خود نماند و آن را تا آپریل به تاخیر انداخت اما شاید این تاخیر به نفع بازی باشد . نسخه دوم بازی ، در سال 1974 و همزمان با فیلم دوم اتفاق می افتد . سبک بازی همان سبک قبلی است اما تغییراتی عمده در آن دیده می شود . همچنین اینبار ، گرافیک ها شکل دیگری به خود گرفته اند و صداگذاری هم تا به اینجای کار قابل قبول است .
داستان بازی همانطور که گفته شد ، در سال 1974 به وقوع می پیونند و در طی جریاناتی پدرخوانده کنونی (مایکل) به هنگام تولد Hyman Roth به هاوانا سفر می کند و با اودر مورد کازینو ها و تجارت های دیگر صحبت می کند که او هم به مایکل قول همکاری می دهد ، اما در فیلم هم مشاهده می شود که او برادر خوانده مایکل یعنی Fredo را به قتل او ترغیب می کند و مایکل هم تصمیم کشتن او را می گیرد.
در سفر به هاوانا ، مایکل از شما می خواهد که کنترل شهر را داشته باشید . داستان کلی خیلی پیچیده نیست و شما می توانید با کمی دقت متوجه آن شوید و ضمنا داستان بازی ، در بسیاری از نقاط با فیلم همخوانی ندارد و به سبب جای دادن یک شخصیت جدید ، کمی تغییر در داستان فیلم بوجود آمده است . شخصیت های مهم موجود در بازی عبارتند از :
Micheal Corleone : پدرخوانده کنونی و سردسته خانواده کورلئونه . او سعی دارد که خانواده خود را همراه با کارشان گسترش دهد و بهمین دلیل به کوبا سفر می کند .
Dominic : شخصیت اول بازی و کسی که از طرف مایکل مامور به حفظ اموال و اماکن خانواده کورلئونه در نیویورک ، میامی و هاوانا است .
Aldo Trapini : فرزند خوانده Vito و کسی که در بازی اول ، به مقام Don می رسد و در واقع ، بازیباز در شماره اول کنترل او را بر عهده داشت .
Tom Hagen : فرزند خوانده Vito و مشاور خانواده . او در بازی برای دامینیک نقش یک مشاور و همچنین وکیل را بازی می کند .
Hyman Roth : یک یهودی که به اصلی ترین دشمن خانواده کورلئونه ، یعنی خانواده برادران Rosato کمک می کند و وانمود می کند که قصد همکاری دارد .
Pat Geary : یک سناتور فاسد که در مورد یک سری خلافکاری های باند های مختلف تحقیق می کند . در چند تریلر نشان داده شده ، معلوم می شود که دامینیک قصد دارد از او انتقام بگیرد .
Frank Pentangeli : یکی از معدود افرادی که به درجه Capo رسیده است و بعد از مرگ Clemenza ، در بازی حضور پیدا می کند . در تریلر های نمایش داده شده ، ظاهرا بسیاری از ماموریت های دامینیک توسط او طراحی می شود و او در بعضی ماموریت ها ، دامینیک را همراهی می کند . در فیلم ، Roth قصد می گیرد بدون اطلاع مایکل او را بکشد اما موفق نمی شود و Frank در FBI زندانی می شود و در آخر فیلم هم با زدن رگش خودکشی می کند .
Tommy Cipolla : یک شخصیت که اطلاعات زیادی از آن در دسترس نیست اما در نسخه ویژه حضور دارد.
Henry Mitchel : اصلی ترین عامل نفوذ دامینیک در CIA اوست . او به دامینیک کمک می کند که اوضاع هاوانا را آرام نگه دارد .

Godfather II Characters

Godfather II Characters

بازی همانند گذشته طراحی شده و سراسر شهر پوشیده از خانواده های مختلف است که این خانواده ها شامل گروه های زیر هستند :
خانواده Almeidas : این خانواده توسط فردی به نام Esteban Almeida تاسیس شده است . یک شورشی مهاجم که در جنگ جمهوری کوبا که توسط فدل کاسترو به راه افتاد شرکت کرد . برادرش رامون او را با مافیای کوبا آشنا کرد و او نیز پس از ترک کوبا ، به آمریکا آمده و هنوز به جنبش کوبا به خاطر برادرش رامون وفادار است . این گروه بیشتر سر در لاک خود دارد و برای جنبش جمهوری خواه کوبا فعالیت می کند .
خانواده Corleone : یکی از قویترین گروه ها است که کار خود را در دهه 1920 با تولید روغن زیتون و با نام تجاری Genco شروع کرد . سردسته آن ها فردی به نام Micheal Corleone است . آن ها قدرتی بی نظیر در قاچاق جهانی و قمار بازی دارند.
خانواده Granados : این خانواده توسط فردی به نام Rico Granados بوجود آمد است . مردی که کار خود را با ساخت املاک و اجاره ساختمان ها شروع کرد و در حال حاضر ، املاک خود را در میامی تحت کنترل دارد . او یک کلاه بردار ماهر است و اطافیان او هم آدمکشان حرفه ای هستند .
خانواده Manganos : توسط Samuele Mangano شروع به فعالیت کرد و توسط پدرش با مافیا آشنا شد. این خانواه ریشه سلسیلی دارد و همچنین آن ها بودند که شهر پالرمو را راه اندازی کردند و در دستگاه حکومتی بسیار مورد احترام و اعتماد هستند .
برادران Rastano : توسط Carmine و Anthony دو برادر با نام خانوادگی Rastano راه اندازی شد . این دو برادر در ابتدا در دستگاه کورلئونه کار می کردند ، اما پس از مرگ Aldo ، آن ها خانواده خود را راه انداختند و Carmine در نیویورک ماند وبرادرش به فلوریدا رفت تا در آن جا به گسترش خانواده شان بپردازد و Carmine هم شروع به گرفتن بخشی از تجارت خانواده کورلئونه کرد . آن ها مهمترین دشمن بازیباز هستند و البته از همه قوی تر هستند .

سبک بازی مثل نسخه قبل ، یک اکشن/ماجراجویی شبیه به GTA است . اما مهترین تفاوت آن با سری بازی های GTA این است که بازی Godfather II بیشتر بر روی استراتژیک بنا شده تا یک بازی یکنواخت شوتر . بر خلاف نسخه اول که شانس در آن دخیل بود ، اینبار شانس بسیار زیاد نیست و هر لحظه ممکن است که جان بازیباز به خطر بیافتد . بسیاری از سایت ها این بازی را با GTA یا Saint’s Row مقایسه می کنند ، اما Godfather II بیشتر به سبک Sand Box متمایل است تا سبک اکشن و این خود یک تفاوت بزرگ بین این بازیها بوجود می آورد و می توان گفت تا حدودی مقایسه این بازیها با هم اشتباه است . یکی از نقاط قوتی که در بازی دیده می شود این است که شما بیشتر با استراتژیک جلو می روید و در کنار آن به جنگ و دعوا هم می پردازید . اما این استراتژیک هم در نوع خود مهم است و مثلا این که در یک محل با چند گروه وارد جنگ نشوید چون ممکن است چند دسته ای به شما حمله کنند یا این که در تصرف محل های مختلف از یاران خود کمک بگیرید و بی گدار به آب نزنید و بسیاری مسائل دیگر . در کل سبک بازی کمی تغییر کرده اما هنوز همان پایه های اولیه را دارد .

Godfather II - Gameplay Image

Godfather II - Gameplay Image

گیم پلی از سه بخش تشکیل شده است : 1- مهارت  2- اعتماد  3- استراتژی
مهارت یکی از عواملی است که در گیم پلی تمام بازی ها دخیل است ، اما در این بازی بر مهارت بیشتر تاکید می شود و در بازی اول نیز به همین شکل بود . در بازی اول شما برای قوی تر کردن قدرت های خود ، باید بهتر می جنگیدید و این هم خود انگیزه ای برای افزایش مهارت بود که در این بازی به شکل های مختلف حضور خواهد داشت . اعتماد شاخص دوم است که در هر بازی ای وجود ندارد . به گفته سازندگان ، شما در هر جا که بخواهید ، نمی توانید نفوذ کنید ! مگر با سربازانتان . حالا این سرباز که قرار است با شما بیاید ، معلوم نیست که به شما اعتماد داشته باشد یا نه ! در واقع اعتماد مانند یک کلید در بازی عمل می کند و تقریبا شبیه به Respect Bar در بازی Saint’s Row است که به شما اجازه نمی دهد ، هرگونه که خواستید با اعضای گروه خود رفتار کنید . مثلا اگر شما تعداد زیادی از افراد را به کشتن دهید ، مشخص است که از دفعه بعد کمتر کسی با شما همکاری خواهد کرد . هرچه اعتماد افراد خانواده نسبت به شما بیشتر باشد ، شما موفق تر خواهید بود و راحت تر می توانید مناطق مختلف را به تصرف درآورید . عامل سوم استراتژی است . هر فردی که شما در بازی انتخاب می کنید یک خصوصیت دارد . یک نفر آدمکش حرفه ای است و نفر بعدی راننده و هر کدام بسته به کارشان کار خاصی انجام می دهند و شما هم می توانید به آن ها دستور دهید . بنا به گفته سازندگان ، استراتژی ، 20 درصد از کل گیم پلی را تشکیل می دهد و این خود کار بزرگی است . همچنین این استراتژی شامل نحوه گرفتن نقاط مختلف می شود . مثلا شما می خواهید یک هتل را بتصرف درآورید اما بعد تصمیم می گیرید که آن را خراب کنید . در این صورت ، به افراد خود دستور می دهید که آن را با خاک یکسان کنند و این عمل بدون کوچکترین مشکل انجام می شود . اما صرفنظر از پیکره کلی گیم پلی ، سیستم های بسیاری به بازی اضافه شده اند . سیستم Blackhand 2.0 یکی از این سیستم هاست . نسخه 1.0 آن در بازی اول به کار رفته بود . این سیستم مخصوص جنگیدن و کتک کاری است که در نسخه اول نیز حضور داشت . در این سیستم شما قادر به ضربه با مشت ، پا ، زانو و سر هستید . همچنین جنگ با تفنگ نیز به صورت بازی قبل اما با تنوع بیشتر به کمک این سیستم در بازی حضور دارد . سیستم بعدی اضافه شده به بازی Don’s View است که از ابتدای بازی در اختیار بازیباز است . این سیستم یک نوع نقشه سه بعدی از شهر است که تمام مغازه ها و تجارت ها را مشخص می کند و این که وضعیت آن ها چطور است و در دست چه گروهی هستند . این نقشه با بیشترین جزئیات ممکن طراحی شده است و به گفته سازندگان بسیار کارآمد است . در بازی شما می توانید از اسلحه های سبک دستی ، اسلحه نیمه خودکار سبک و خودکار سنگین استفاده کنید که به مرور زمان ، می توانید از آن ها استفاده کنید و از ابتدا قابلیت استفاده از آن ها را ندارید. مناطق بازی شامل نیویورک ، هاوانا ، میامی ، فلوریدا و کوبا هستند که قابل بازی هستند و گروه های مختلف در آن ها حضور دارند . ضمنا مثل بازی قبل ، گروهها به گرفته شدن مغازه هایشان بی تفاوت نیستند و به شما حمله خواهند کرد تا حق خود را پس بگیرند . درجات بازی هم با Soldier شروع می شود و شما به ترتیب می توانید به مقام های Capo ، Underboss ، Consigliere و در آخر Don تبدیل شوید .

Godfather II - Dons View - Miami

Godfather II - Don's View - Miami

گرافیک بازی ، کاملا تغییر کرده و علت این امر آن است که شرکت EA ساخت بازی را به کلی به شعبه RedWood Shores خود منتقل کرد . نمی توان از بازی انتظار یک بازی با صحنات چشم نواز را داشت اما می توان یک بازی با گرافیک های متوسط را از بازی انتظار داشت . در تریلر های نشان داده شده ، طراحی شخصیت ها ، بخصوص دامینیک ، بسیار زیبا کار شده است و به همین ترتیب برای وسایل نقیله. اما طراحی دشمنان و محیط ها زیاد جال نیست و همه جا رنگی مایل به زرد دارد . اما در کل می توان به گرافیک امید داشت .
در کل از EA که ظاهرا تغییرات خوبی را در خود ایجاد کرده بازی خوبی انتظار می رود و می توان گفت که این بازی خواهد توانست طرفداران را راضی کند . البته باید منتظر ماند تا دید این پدر خوانده جدید چه خواهد کرد .

موفق باشید





پیش نمایش Alan Wake

28 02 2009

سلام ،

امروز با پیش نمایش این بازی در خدمت شما هستم . امیدوارم لذت ببرید .

حتما بازی بیاد ماندنی Max Payne را بیاد دارید و یا آوازه آن را شنیده اید . بازی ای که با عرضه اش در سال 2001 غوغا به پا کرد و در پی موفقیت این بازی ، Max Payne 2  هم عرضه شد تا یک سری بیاد ماندنی اکشن در تاریخ ثبت شود . این بازی توسط یک شرکت بازیسازی کوچک فندلاندی به نام Remedy ساخته شد و داستان فردی با همین نام را در نیویورک روایت می کرد . شخص مورد نظر یک پلیس مخفی بود که درگیر باند بازی و قتل های زنجیره ای شده بود و در این بین زن خود را نیز از دست داده بود و بدنبال انتقام بود . شرکت Remedy تقریبا تمام موفقیت خود را مدیون این بازی بود و بعد از تجربه شیرین در سال 2003 با مکس پین 2 ، همه منتظر مکس پین بعدی بودند اما شرکت Remedy هیچ گاه آن بازی را معرفی نکرد . تمام بازی پردازان فکر می کردند که بازی بعدی این شرکت حتما مکس پین 3 است و از سوی دیگر شرکت سکوت کرده بود و اعلام کرده بود که بازی بعدی خود را نمایشگاه E3 2005 معرفی خواهد کرد . پس از برپایی نمایشگاه بر همه معلوم شد که این بازی چیزی نیست جزء بازی ای با نام Alan Wake . به مانند مکس پین ، آلن ویک نام شخصیت اول بازی بود و تقریبا همه اظهار کردند که بازی موفق نخواهد بود اما با گذشت زمان و انتشار عکس ها و تریلر های متعدد ، نظر تمام منتقدین برگشت و همه به طرفداران پر و پا قرص این بازی تبدیل شدند .

Alan Wake - Bright Falls Mine

Alan Wake - Bright Falls Mine

بازی آلن ویک ، یک بازی سوم شخص اکشن/ترسناک است که داستانی جذاب و گیرا را به همراه خود دارد و یکی از قوی ترین مشخصه های بازی داستان آن است که بسیاری از بازیبازان را به خود جذب کرده است . از دیگر مشخصه های بازی می توان به سینمایی بودن و گرافیک بالای بازی اشاره کرد . آلن ویک ، یک نویسنده ساده است و چند سالی می شود که دست به قلم نبرده تا کتابی را نگارش کند . از وقتی که او با آلیس اشنا می شود ، زندگی اش دگرگون می شود و به طرز شدیدی به آلیس علاقه پیدا کرده و با او عروسی می کند و با هم به شهر کوچک جنگلی ای بنام Bright Falls می روند . اما هرشب که آلن با آلیس به سر می برد خواب های وحشتناکی می بیند و مدام این خواب ها او را آزار می دهند . او از این خواب ها استفاده می کند و یک رمان ترسناک تحت عنوان Departure را می نویسد و روانه بازار می کند . از آن جایی که بخت با آلن یار است ، رمان او فروش خوبی می کند . اما ناگهان یکروز آلیس ناپدید می شود و آلن هم سرگردان به دنبال آلیس می گردد که ناگهان متوجه می شود بلایا از هر سو بر سر او نازل می شود . مثل این که تمام وقایع داستانش در مقابل چشمانش به واقعیت تبدیل می شوند .
این جا است که آلن به مشکل بی خوابی دچار می شود و نمی تواند شب ها را بخوابد و حتی ذوق نویسندگی اش را از دست می دهد و بدنبال این ها به یک کلینیک بی خوابی در Bright Falls مراجعه می کند و تلاش هایش نتیجه می دهد و می تواند بخوابد . اما با دیدن یک دختر در کلینیک که شباهتی خاص با آلیس دارد ، دوباره کابوس ها باز می گردند و آلن را آزار می دهند . بزودی او متوجه دست نوشته هایی در یادداشت هایش می شود که هیچ گاه نوشتن آن ها را به یاد نمی آورد و این جا است که ماجرا شروع می شود . آلن تصمیم می گیرد که کتاب دومش را هم بر مبنای اتفاقات عجیبی که برایش پیش می آید بنویسد . در این فاصله شهر کوچک و آرام Bright Falls  به محلی نا امن و بد شکوم تبدیل می شود .

Alan Wake - Game Graphics Image

Alan Wake - Game Graphics Image

همانطور که در بالا خواندید ، داستان واقعا جذاب و گیرا است و مسائل دیگر مثل سینمایی بودن بیش از حد بازی در نحوه تعریف داستان دخیل هستند و این خود عاملی است که هیجان داستان را دو چندان می کند . علاوه بر این گیم پلی و گرافیک های چشم نواز بازی در این مسئله دخیل هستند و هرکدام گوشه ای از بازی را پر می کنند که در این پیش نمایش به آن ها اشاره خواهیم کرد .
شهر Bright Falls یک شهر خیالی است که بر اساس شهر های شمالی امریکا شبیه سازی شده است و دارای جنگل های وسیع کاج و سوزنی برگ است . یکی از نکات گیم پلی و گرافیک همین شهر است که روز ها یک محل برای تفریح و شب ها محلی برای تجمع نیروهای اهریمنی است . این شهر متشکل از چند محله کوچک ، یک رستوران ، کلانتری ، کلیسا ، پمپ بنزین و یک معدن است . بقیه جاها نیز از مستور از جنگل است و تمام طراحی ها بطور کاملا دقیق صورت گرفته است . از آن جایی که این شهر در ارتفاعات و کوهستان قرار گرفته ، مناظر زیبا و چشم نوازی در بازی قرار خواهند داشت و به مدد موتور گرافیکی بسیار قوی ساخت شرکت Remedy فاصله ای بیش از 2 کیلومتر از ارتفاعات قابل رویت خواهد بود و تمام درختان جنگل به صورت زنده و پویا در بازی حضور خواهند داشت و از نظر گرافیک باید منتظر یک بازی منحصر بفرد بود . در این جا می توان به حضور سیستم روز و شب و همچنین وزش باد اشاره کرد که با استناد به تریلر ها و حرف های سازندگان می توان آن را یکی از معدود بازی هایی دانست که از یک همچنین سیستمی پیروی می کند . در بازی تمام درخت های جنگل بصورت تصادفی قرار خواهند گرفت و سیستم وزش باد بروی آن ها تاثیر خواهد داشت . حتی شرکت سازنده قول نوعی اکوسیستم حیوانات را نیز داده که هنوز حرفی از آن به میان نیامده اما در صورت وجود اولین بازی ای خواهد بود که از اکوسیستم حیوانات بهر می برد . یکی از نقاط قوت گرافیک بازی نورپردازی و در پی آن سایه زنی عالی محیط ها است که به بهترین نحو ممکن انجام شده است . نور یکی از اساسی ترین جنبه های بازی است و شب ها که آلن از دست اهریمن می گریزد ، سلاحی به جز نور را بهمراه ندارد . در تصاویر و تریلر های منتشر شده تقابل بین نور و سایه در شب به خوبی مشخص است و سایه زنی با دقتی بسیار بالا انجام شده است . همین عامل ، یکی از عواملی است که به بازی روحی تازه می بخشد و از نظر گرافیکی بازی را در رده ای جدید قرار می دهد . جدا از این سیستم ، خود بازی نیز از گرافیک بالایی برخوردار است و این امر نیز از طراحی های شخصیت ها کاملا مشخص است . مخصوصا صورت و موهای آلن که از یک هنرپیشه فندلاندی به نام Ilkka Villi شبیه سازی شده کاملا مانند صورت و موهای یک انسان واقعی است . به همین ترتیب برای اشیای محیط و بخصوص جنگل که بیشترین کار بر روی آن صورت گرفته است . خلاصه از نظر گرافیکی این بازی یکی از معدود بازی هایی است که بیشترین اصرار را بر زیبایی و تاثیر گذار بودن محیط دارد و این امر هم با توجه به سینمایی بودن اثر ، قابل توجیه است .

Alan Wake - Ilikka Villi

Alan Wake - Ilikka Villi

از نظر گیم پلی باز هم می توان Alan Wake را یک انقلاب در این سبک دانست و با توجه به داستان ، مسئله گیم پلی واقعا پیچیده می شود و آلن برای نجات خود باید هرکاری که می تواند انجام دهد . شهر Bright Falls ، همانطور که در بالا اشاره شد ، یک شهر تفریحی است اما برای آلن ، چیزی بیش از این است . در روزها آلن باید در این شهر بدنبال دغدغه ها و مسایل عجیب خود برود و شب ها هم از جهنمی که می خواهد او را در خود فرو ببرد ، بگریزد . مسئله گیم پلی در یکی از تریلر ها خود را نشان می دهد که آلن می خواهد به کلبه ای در پایین تپه برود و داستان دومش را شروع کند . هنگامی که به پمپ بنزین می رسد کلید را از متصدی کلبه می گیرد و پس از کمی صحبت ، متصدی به او می گوید که مواظب نوشته هایت باش چون آن ها این اوضاع را تغییر می دهند . آلن هم با قیافه ای مضحک ریشخندی می کند و می گوید من فقط مردم را سرگرم می کنم . هنگامی که به سمت کلبه حرکت می کرد و در نقش یک راوی از کتاب خود و داستانش سخن می گوید ، رهگذری را کنار خیابان می بیند و از کنارش می گذرد و چند لحظه بعد ، یکدفعه رهگذر جلوی راه سبز می شود . آلن با قیافه ای متعجب می گوید عجیب است ! بهرحال او رهگذر را سوار می کند و در راه برای او از داستانش می گوید و این که یک رهگذر در ابتدای داستان وجود دارد . مرد هم در جواب می گوید که حتما این که می گویی یک قاتل است ، نه ؟ آلن جواب می دهد : نه او کشته می شود و پس از مرگ به سراغ قاتل خود می رود . در همین لحظه که آن دو با هم حرف می زدند ، ناگهان آلن متوجه بسته شدن جاده توسط یک ماشین می شود و از روی کنجکاوی پیاده می شود تا صحنه را ببیند . او برروی جاده رد خون و یک زن را می بیند که بر اثر تصادف بشدت ضربه دیده و صورتش خونی است . ناگهان یک کامیون با سرعت زیاد به اتومبیل آلن برخورد می کند و آلن نیز از بی هوش می شود . هنگامی که بر می خیزد همه چیز ناپدید شده و آلن در دست خود یک هفت تیر و چراغ قوه می بیند و سعی می کند که خود را به کلبه اش برساند . هر لحظه در وجودش ترس بیشتر و بیشتر می شود و هنگامی که بسرعت می دود ، صدای می آید : ویــــــــــــــک ! آلن با تمام سرعت می دود و در پشت سرش تمام چراغ ها یک به یک می ترکد و در یک لحظه آلن که ترس تمام وجودش را فرا گرفته بر می گردد و چراغ قوه و هفت تیر را به پشت سرش می گیرد اما چیزی نمی بیند و بسرعت به داخل کلبه می رود اما چراغ های کلبه نیز می ترکند و صدایی می آید : آلن ! ما هر دو هدف مشترکی داریم . این تریلر بخوبی نشان می دهد که تاریکی و نور چقدر بر داستان تاثیر دارد و شما هم خود را در چنین موقعیتی قرار دهید تا شوک وارده را حس کنید . واقعا شرکت Remedy در طراحی لحظات سینمایی و شوک دهنده ، عالی کار کرده است و تقابل نور و تاریکی مطلق بیش از همه چیز در بازی تاثیر داشته و می توان گفت که این بازی ، گیم پلی خود را مدیون همین دو عامل است . البته تاثیرات ذهنی آلن هم در بازی موثر است (مثل بازی فارنهایت) اما عامل نور و تاریکی در این امر دخالت بیشتری خواهند داشت . سینمایی بودن این بازی هم یکی از عوامل موثر در گیم پلی آن است که بازی را به چند بخش (Episode) تقسیم می کند و در هر بخش آلن می تواند به هنگام روز به گشت و گذار در Bright Falls بپردازد و به حل مسایل خود بپردازد .

Alan Wake - Game Graphics Image

Alan Wake - Game Graphics Image

این مسئله در حکم نوعی ماموریت فرعی در بازی است که بازیبار علاوه بر پیگیری داستان کلی می تواند زوایای مختلف دیگر را از دید بقیه نیز پیگیری کند که بازی را خیلی جذاب تر خواهد کرد . در واقع این ایده از نقص های مکس پین گرفته شده است که مکس پین یک تجربه گیم پلی کوتاه بود (8-12 ساعت) و مسئولان Remedy نمی خواهند این تجربه دوباره تکرار شود و بهمین دلیل این سیستم را در بازی گنجانده اند . مکس پین یک تجربه ناب در سبک اکشن بود و بدیهی است که این تجربه در مورد Alan Wake نیز مورد استفاده قرار خواهد گرفت اما با کمی تلخیص . در واقع شاید تنها وسیله آتش آلن یک هفت تیر باشد که معلوم نیست از کجا آورده است و این خود نوید یک اکشن را می دهد اما ، آلن با چه کسی مبارزه خواهد کرد ؟؟ این سوالی است که بسیاری را متعجب کرده و سبک اکشن با تلفیقی از ماجراجویی و ترس ، چیزی جدید را بوجود می آورد که تا به حال در هیچ بازی ای دیده نشده . (البته در فارنهایت کمی از این تجربه وجود داشت) با توجه به این که بازی اکشن است و محیط ها هم بسیار وسیع هستند (باید به این نکته اشاره شود که این بازی مانند سری بازیهای GTA دارای چند شهر است) وسایل نقلیه هم در بازی وجود دارد که در تریلرهای اولیه هم این مسئله کاملا مشخص بود .
در کل بازی Alan Wake یکی از پرخرج ترین و جالب ترین بازیهایی است که هنوز در دست ساخت است و مسئولین تاریخ عرضه را هنگام آماده شدن بازی اعلام کرده اند . مسئولین مایکروسافت نیز از ایده های بازی استقبال کرده و آن را روی 360 و کامپیوتر های شخصی میهمان کرده اند . البته در این امر مایکروسافت خیلی به شرکت Remedy کمک کرد و از نظر پولی کاملا به این شرکت کمک کرد و انصافا ، این بازی ارزش همچنین خرجی را دارد .

موفق باشید